۱۳۹۶ فروردین ۲۱, دوشنبه

جنگ جهانی اول و پیامد های آن


وزارت معارف ج.ا.ا
ریاست عمومی تربیۀ معلم
ریاست دارالمعلمین خصوصی سدیس حکیم نمبر         
دیپارتمنت علوم اجتماعیات

(1)

1395


جنگ جهانی اول و پیامد های آن


پایان نامۀ دوره مقطع       قلمی

14

ترتیب کننده:                      "               "
استاد رهنماء:                    "               "

            سال                                                                   






اهداء:

سپاسگذار پدر و مادری هستم که سر آغاز تولد من هستند از یکی زاده میشوم و از دیگری جاودانه استادی که سپیدی را بر تخته سیاه زندگیم نگاشت و مادری که تار مویی از او بپای من سیاه نماند.
تقديم به پدر و مادر عزيزم و خدای را بسی شاکرم که از روی لطف و کرمش پدر و مادری فداکار نصیبم ساخته تا در سایه درخت پر بار وجودشان بیاسایم و از ریشۀ آنها شاخ و برگ گیرم و از سایه وجود شان در راه کسب علم و دانش تلاش نمایم .
والدینی که بودنشان تاج افتخاری است بر سرم و نامشان دلیلی است برای بودنم چرا که این دو وجود پس از پروردگار مایه هستی ام بوده اند دستم را گرفتند و راه رفتن را برایم در این وادی زندگی پر از فراز و نشیب آموختند.
و در اخير جا دارد که از برادر عزیز و مهربانم که در عرصۀ ترتیب و تنظیم دست داشته هذا را به عنوان پايان نامه تحصيلی  خود با موفقيت به پایۀ  اتمام برسانم.



فهرست مطالب
عناوین                                                                                صفحات
                                                       
مقدمه................................................................. الف
پیشگفتار................................................................ ب

مقدمه:

بنام آنکه  خالق همه موجودات و آفریدگار دنیا و عٌقبی میباشد و بنام آنکه برای بشریت نیرو ، توان و تفکر داد تا با علم خدا داد خویش به مدارج عالی زندگی برسد و بااستفاده از علم در عرصه های مختلف زندگی سهولت های را برای معیشیت و آرامی بشر تهیه نماید. و با کسب علم و دانش و در سعی رسانیدن آن به دیگران در ساحات مختلف باشد.

با احترام
                              "                "


پیشگفتار:

سپاس بيكران ذات يگانه ای را كه هر كس از بندگانش را بخواهد با فضل و رحمت خودش به دين اسلام هدایت می  كند، و هر کسی را كه از اسلام روی گرداند با حكمت خويش گمراه می  گرداند، كه در نتيجه در تاریکی جهل و گمراهی دست و پا زند و راه بجای نبرد. و درود و سلام بر الگوی معصوم محمد بن عبدالله كه خاتم پيامبران و رحمت برای تمام جهانيان و مژده دهنده و بيم دهنده و چراغی روشن و با اجازۀ او که دعوت كننده به سوي دين الله است.

1
جا دارد که از استاد والا مقام محترم استاد نور الدین " مؤحد " که در ترتيب و تنظيم پايان نامۀ تحصيلی ام تحت عنوان جنگ جهانی اول و پیامد های آن  مرا ياری رسانيد و از آموزگارانی که برايم زنده بودن و انسان بودن را معنا کردند اظهار سپاس و قدر دانی نمايم و از رهبری مقام محترم ادارۀ رياست دارالمعلمين خصوصی  سدیس حکیم نمبر   سپاس بی شايبه نمايم  و از بقیه اساتید محترم خود و به پاس قلب های بزرگشان که فریاد رس است و سرگردانی و ترس در پناهشان به شجاعت می گراید و به پاس محبت های بی دریغشان که هرگز فروکش نمی کند.
و حال این برگ سبزی است تحفه درویش تقدیم آنان....
با احترام
                               "                    "




 



جنگ جهانی اول


1
در خاورمیانه با نابودی امپراطوری عثمانی کشور نوین ی به نام «ترکیه» پایه ‌گذاری شد و سرپرستی موقت مناطق عرب نشین تحت حکومت این کشور تا زمان استقلال آن ‌ها به بریتانیا و فرانسه واگذار شد. با فروپاشی امپراطوری اتریش - مجارستان در اروپای مرکزی کشورهای تازه ‌ای همچون چکسلواکی و یوگسلاوی پدید آمدند و دولت لهستان را دوباره به هم پیوند دادند بخش‌ هایی از خاک آلمان، امپراطوری روسیه و امپراطوری اتریش پدید آمد.

دلایل وقوع جنگ جهانی اول:

علل جنگ جهانی اول عبارت بود از: رقابت اتریش و روسیه در بالکان، اختلاف بین فرانسه و آلمان از سال ۱۸۷۰ دربارهٔ آلزاس ولرن و رقابت اقتصادی و دریایی بین آلمان و انگلیس؛ اما بهانهٔ شروع جنگ این بود که آرشیدوک فرانتس فردیناند ولیعهد امپراطوری اتریش - مجارستان به دست پرنزیب تبعه اتریش و متکلم به زبان صربستانی در ۲۸ جولای ۱۹۱۴ در سارایوو بوسنی به قتل رسید و اتریش ادعا کرد صربستان در این کار دخالت داشته و تقاضا نمود تحقیقاتی با شرکت نمایندگان اتریش صورت پذیرد که دولت صربستان تحقیقات را قبول نمود ولی با حضور نمایندگان خارجی مخالفت کرد.
 دولت اتریش به صربستان اعلان جنگ داد و روسیه بسیج عمومی اعلام کرد . و آلمان هم به حمایت از اتریش به روسیه و فرانسه اعلان جنگ داد. قوای آلمان به بلژیک حمله کرد و این اقدام یعنی حمله به یک کشور بی ‌طرف موجب دخالت انگلیس در جنگ شد.

2
یکی از مناقشه انگیز ترین مباحث بین المللی در سال های بین دو جنگ جهانی مسئله مسلیت جنگ جهانی اول بود که دامنه آن به سال های بعد از جنگ جهانی دوم نیز کشیده شد.
1-    

1-

231
از دیدگاه متفقین بار عمده ی مسوولیت متوجه آلمان بود . که در ماده ی     معاهدات صلح ورسای تبلور یافت و آلمان به پرداخت غرامت و خسارت محکوم گردید . که خود تأثیر ناگواری بر اذهان مردم آلمان بر جای گذاشت.
این که آلمان از اتریش حمایتی بی دریغ در قضیه ی صربستان به عمل آورد مطلبی درست است . ولی آلمان ها هم سهم خود را در شروع جنگ بیشتر از روسیه که قصد داشت به جبران حقارت شکست های گذشته بپردازد یا بیشتر از فرانسه که در پی باز پس گرفتن ایالات آلزاس ولرن بود نمی دانستند .

14

8.5

40

600

13 - 1912

35

14
در هر صورت این جنگ که تا وقوع جنگ جهانی دوم به جنگ بزرگ معروف بود جنگی بود که 14 کشور اروپایی «برای اولین بار هر پنج عضو کنسرت اروپا» و     کشور جهان در آن شرکت داشتند. از نظر نیروی انسانی نیز جنگی بی سابقه بود. در جنگ های بالکان               که روسیه قریب        هزار سرباز بسیج کرده بود باعث حیرت جهان شد ولی در این جنگ تنها فرانسه با          سب میلیون نفر جمعیت       میلیون سرباز به جبهه اعزام نمود و آلمان       میلیون سرباز را تحت فرمان ارتش در آورد و روسیه به قدری سرباز به خدمت فراخواند که به تعداد آن ها اسلحه در اختیار نداشت. علاوه بر آن در این جنگ مناطق مسکونی و مراکز اقتصادی نیز هدف حملات نظامی قرار گرفت.

240

34

196
میزان تلفات انسانی قریب ده میلیون نفر برآورد شده است چنان که می دانیم محور اصلی جنگ بر مقابله متحدین و متفقین قرار داشت.

2-

21

155

120
وضع متفقین از نظر آماری با داشتن        میلیون نفر جمعیت و        هنگ پیاده و      هنگ سواره در مقابل       میلیون نفر جمعیت متحدین و       هنگ پیاده و 21 هنگ سواره آن ها مطلوب تر به نظر می رسید.
2-    

3
 نکته ی مهم تر در این بر آوردها میزان هماهنگی و نقطه نظرهای کشورهای هم پیمان بود که در انسجام یا آسیب پذیری جبهه آن ها مؤثر بود ، واضح است که شرکت کنندگان در جنگ هر یک برای خود نقشه ای داشتند و به امیدی وارد جنگ شده بودند ، در جبهه متحدین بین آلمان و اتریش تقریباً اتفاق نظر کامل وجود داشت ، فشار اتریش – مجارستان برای خروج از جنگ و امضای صلح جداگانه  تنها موضوع مورد اختلاف دو کشور بود که آلمان را بر آن داشت تا گذشت هایی در غرب و شرق از خود نشان دهد.
3-    

4-

1917

20

3-
در  (20 اپریل 1917) الحاق لیتوانی و کورلاند به آلمان و قیمومیت آلمان بر لهستان را در ازای امتیازاتی در بالکان برای اتریش تصویب کرده بود.
4-    

5

1914
  به استثنای این مورد نقشه های آن ها برای بعد از جنگ نیز با هم منافاتی نداشت اما در جبهه متفقین مسأله به این سادگی نبود و اهداف هر یک از آن ها با دیگری اصطکاک پیدا می کرد قبل از چیز انگلستان تعهد صریحی در مقابل دو متحد خود روسیه و فرانسه نداده بود و به همین دلیل در بحبوحه ی جنگ می بایست راجع به اعلامیه لندن (5 سپتامبر 1914 ) که عدم امضای صلح جداگانه را پیش بینی می کرد مذاکره نمایند. نکته ی دیگری که فوراً نظرها را جلب می کرد و این بود که هر یک از متفقین به دلیل متفآگستی وارد جنگ می شدند .

1916

1915
روسیه برای حفظ موقعیت خود در بالکان و تسلط بر بغازها وارد جنگ شده بود . و در ازای وفاداری خود استانبول را طلب می کرد. فرانسه برای حفظ توازن در اروپا و باز پس گرفتن آلزاس و لرن، انگلستان برای حفظ استقلال بلژیک و در نتیجه حفظ مرزهای خود و هم چنین مبارزه با برتری جویی آلمان بر دریاها و ایتالیا برای تکمیل نمودن . وحدت خودعلاوه بر این دو مورد مسایل مختلف متفقین از اتفاق نظر برخوردار نبودند، لذا تلاش برای هماهنگ نمودن نظریات ضروری می نمود اولین مسأله ای که به دنبال اعزام نیروهای فرانسوی – انگلیسی به داردانل «فبروری 1915 » مطرح می شد مربوط به وضعیت بغازها و اشغال استانبول بود. روسیه ظاهراً به اطلاع متحدین خود رسانید که این مناطق باید پس از جنگ به روسیه واگذار گردند. جواب فرانسه و انگلیس در این مورد مبهم بود و بیم آن می رفت که اتحاد سه کشور از هم بپاشد. انگلستان علی رغم علاقه سنتی خود به خاورمیانه برای حفظ اتفاق به خواست های روسیه پاسخ مساعد داد ولی فرانسه که از تفوق بلامنازع روسیه در این منطقه می هراسید با تردید و تأخیر جواب داد پس از بغازها نوبت به تقسیم عثمانی و تصرف امتیازات آلمان در این کشور   (در صورت پیروزی متفقین) می رسید.

9

1916
انگلستان در این مورد ابتکار عمل را در دست خود نگه داشت. در سال 1916 انگلستان قیام امیر حجاز به نام حسین را برانگیخت و وی را بر آن داشت تا خود را شاه تمام سرزمین های عربی بخواند. هم زمان با آن در مورد تقسیم متصرفات آسیایی عثمانی با فرانسه وارد مذاکره شد .

19

1917

4
توافق 9 مارچ 1916 سایکس – پیکو مقرر می داشت فرانسه منطقه سوریه و انگلستان ناحیه بین النهرین را زیر نظارت خود گرفته و فلسطین تحت اداره ی بین المللی قرار گیرد. بعداً در زمان مذاکرات سن ران دومورین  « 19  اپریل  1917 » قرار شد ازمیر را هم به ایتالیا واگذار کنند جنگ بزرگی در اروپا بین آلمان یعنی رهبر دول محور و نیروهای متفقین به رهبری فرانسه و بریتانیا در گرفت. دولت‌ های محور نیز به این گونه بودند: فرمانروایی آلمان به رهبری قیصر ویلیم دوم (۱۹۴۱–۱۸۵۹م)، و امپراطوری اتریش - مجارستان بلغارستان که امپراطوری عثمانی نیز به نفع آنها میجنگید آلمان تا آن زمان قوی ‌ترین توان نظامی جنگ به شمار می ‌آمد ، تا مدت‌ ها هیچ‌ یک از دو سوی نتوانستند به پیروزی اصلی دست یابند و جنگ تا چهار سال به درازا انجامید.

آلمان و تحولات اروپا در آستانه جنگ اروپایی اول:


5
وحدت آلمان در فاصلهٔ سال‌ های ۱۸۴۸ تا ۱۸۷۱ صورت پذیرفت و نتیجهٔ جنگ هایی بود که ویلیم یکم پادشاه پروس به تحریک بیسمارک با اتریش و فرانسه به راه انداخت. ویلیم اول، پس از رسیدن به پادشاهی، بیسمارک را به نخست ‌وزیری برگزید.

6

جنگ سادو:


7
بعد از این، بیسمارک با ممالک واقع در شمال رود ماین در مورد تشکیل یک اتحادیه جدید به مذاکره پرداخت و این هیئت به اسم ممالک مجتمعهٔ آلمان شمالی در ماه اپریل ۱۸۶۷ تشکیل شد که شامل ۲۲ مملکت یعنی تمام ممالک آلمان به جز آلمان جنوبی (ممالک باویر و ورتامبرگ و گراندوشه باد) میشد .

جنگ فرانسه با آلمان:

علت اول اراده بیسمارک در تکمیل وحدت آلمان به وسیله منظم کردن ممالک جنوبی به ممالک مجتمعه شمالی که برای موفقیت در این امر لازم بود احساسات ضد پروسی را در ممالک جنوبی به وسیله احساسی قوی ‌تر که کینه نسبت به فرانسه (دشمن ارثی) بود از بین می‌ برد.
و چون بیسمارک جواب داد که این تقاضا در حکم جنگ است این تقاضا پس گرفته شد؛ ولی طولی نکشید که فرانسه در ۲۰ آگست الحاق فوری لوکزامبورگ و اجازه الحاق بلژیک را در موقع مساعد درخواست نمود و در مقابل اولاً به پروس این آزادی عمل را می ‌داد که در آلمان جنوبی مثل آلمان شمالی آزادانه عمل کند، ثانیاً حاضر شد با پروس قرارداد تعرضی و تدافعی منعقد نماید. بیسمارک هم پیشنهاد های ناپلئون را فوراً با شاهان باویر و ورتمبرگ اطلاع داد و آن ‌ها خشمگین شده و قراردادهای نظامی با ویلیم اول منعقد ساختند.

8
اختلاف دیگر بر سر سلطنت اسپانیا بود که در ۱۸۶۸ نام پرنس لئوپلد پسر عمه پادشاه پروس به میان آمد و این امر هم موجب نگرانی فرانسه گردید  سرانجام در روز سه‌ شنبه ۱۹ جولای ۱۸۷۰ ناپلئون رسماً به دولت پروس اعلان جنگ داد و در دوم آگست جنگ آغاز شد و تا شش ماه ادامه یافت در پایان کار فرانسویان شکست خوردند.

اتفاق امپراطوران سه ‌گانه:

جنگ روسیه و عثمانی:

جنگ بین روسیه و عثمانی که در ۱۸۷۷ آغاز شده بود به پایان رسید و روس ‌ها در سوم مارچ ۱۸۷۸ پیمان سن استفانو را به ترک ‌ها تحمیل نمودند برای رفع اختلاف در این مورد، کنگرهٔ برلین در جولای ۱۸۷۸ بین کشورهای اروپایی تشکیل شد.

9
تزار نسبت به بیسمارک و روشی که در کنگره اعمال کرده بود خشمگین بود و الکساندر دوم رهبر آلمان را به مانند یک خائن نگاه می ‌کرد و در نتیجه، اتفاق سه امپراطور از بین رفت.
همچنین در سال بعد رقابت روسیه و اتریش در بالکان موجب مداخلهٔ آلمان شد و چون اتریش از نژاد جرمن بود  آلمان از اتریش طرفداری کرد.
 از این رو اتحاد سه ‌گانه به اتحاد دوگانه تبدیل شد. به موجب این معاهده آلمان و اتریش قبول نمودند که در هنگام لزوم به هم یاری برسانند و هیچ‌ گاه جداگانه با دشمن صلح نکنند .

شکل گیری اتحاد مثلث:

سه سال بعد در سال ۱۸۸۲ پیمان دوجانبه به پیمان سه‌جانبه تبدیل شد و ایتالیا به آن ملحق شد بر اساس مواد محرمانهٔ این پیمان، اگر ایتالیا یا آلمان مورد حملهٔ فرانسه واقع میشد هر سه کشور با مهاجم وارد جنگ می‌ شدند.
ایتالیایی ‌ها که از قدرت دریایی ترس داشتند، اعلام کردند اگر بریتانیا در این حملات شرکت داشته باشد، این پیمان اجرا نمی شود، چون ایتالیا از تصرف تونس توسط فرانسه در ۱۸۸۱ ناراضی بود و از طرف دیگر آلمان به آن کشور پیشنهاد کرده بود که برای حفظ لیبی کمکش کند.
 در نتیجه، ایتالیا نیز مایل بود که وارد اتحاد با آلمان شود (اکتوبر ۱۸۸۱). این اتحاد در ابتدا پنج ساله بود ولی بعداً در سال‌ های ۱۸۸۷ و ۱۸۹۱ و ۱۹۰۲ و ۱۹۱۲ تجدید شد.
در این اتحاد مثلث، آلمان بر دو دولت دیگر مسلط بود و آن‌ ها غالباً تابع دستورهای آلمان بودند و در اختلافات بین اتریش و ایتالیا، آلمان همیشه واسطه بود .
 ولی بیشتر از اتریش حمایت می ‌کرد. همچنین قرارداد های مخصوصی در مورد ترابلس، آلبانی و مقدونیه و ممالک بالکان بین دولت‌ های سه‌ گانه امضاء شد که موجب تحکیم اتحاد مثلث می‌ شد.

10
در بین این سه دولت اختلافاتی هم وجود داشت؛ ایتالیا و اتریش در شبه جزیرهٔ بالکان و قسمت شرقی مدیترانه با هم اختلاف داشتند و ایتالیا از اتحاد با اتریش ناراضی بود، ولی چون اتحاد با آلمان را برای جلوگیری از تجاوزات اتریش ضروری می ‌دانست مجبور به تحمل بود. در سال ۱۹۱۱، که ایتالیا با عثمانی بر سر ترابلس در حال جنگ بود، این خطر وجود داشت که اتحاد ایتالیا و آلمان از بین برود؛ زیرا آلمان از دربار قسطنطنیه امتیازات خوبی گرفته بود و برای عثمانی اسلحه و مهمات می‌ فرستاد. بنابر این در اتحاد مثلث وحدت واقعی بین کشورهای جرمنی نژاد آلمان و اتریش بود و ایتالیا چندان به حساب نمی ‌آمد ایتالیا هم ظاهراً در اتحاد مثلث بود و از سال ۱۹۰۱در واقع با متحدین نبود و روش خاصی را در پیش گرفت.

مقدمات شکل ‌گیری اتفاق مثلث:

بعد از کنگرهٔ برلین، که روس‌ها از آلمانی ها رنجیدند، دولت فرانسه، که منتظر فرصت بود و مایل بود روسیه را به سوی خود جلب کند، از فرصت استفاده کرد ولی تا زمانی که بیسمارک، بر سر کار بود این امر ممکن نشد در سال ۱۸۹۰، بعد از برکناری بیسمارک سیاست غیرعاقلانهٔ ویلیم دوم موجب نزدیکی فرانسه و روسیه شد.
دولت فرانسه به تزار روس وعدهٔ کمک مالی داد و تزار هم که برای پیشبرد مقاصد سیاسی خود به سرمایهٔ خارجی نیاز داشت با این امر موافقت کرد و سرانجام در آگست ۱۸۹۱ اتحاد بین دو کشور برقرار شد البته بعد از شکست روسیه از جاپان در ۱۹۰۵ اساس اتحاد فرانسه و روسیه متزلزل شد؛ ولی به هر حال، فرانسه در مقابل اتحاد مثلث به دوستی احتیاج داشت؛ همچنین، علاوه بر نیاز سیاسی، ارتباطات مالی نیز بین دو کشور برقرار شده بود و فرانسه ۱۳ میلیارد فرانک به روسیه وام داده بود.
درمئی ۱۹۰۳ ادوارد هفتم از پاریس دیدن کرد و در این دیدار از نظر تحسین‌ برانگیز مردم انگلیس نسبت به فرانسه و از افتخارات فرانسه در طول سالیان و از دوستی مردم انگلیس و فرانسه سخن گفت. در ماه آگست همان سال رئیس ‌جمهوری فرانسه به اتفاق وزیر امور خارجه آن کشور از لندن دیدار کرد و در هفتم اپریل ۱۹۰۴ عهد نامهٔ معروف بین فرانسه و انگلیس به امضاء رسید.
موارد اختلاف شامل امور مربوط به ماهیگیری در پهنهٔ دریای ارض جدید، مسئلهٔ سیام، ماداگاسکار و مهمترین مسئله، آزادی عمل فرانسه در مراکش و آزادی فعالیت انگلیس در مصر بود فرانسه پس از اتحاد با انگلیس به فعالیت در مراکش پرداخت و واکنش آلمان چنین بود که در مارچ ۱۹۰۵م ویلیم دوم در طنجه حضور یافت و نطق مفصلی را در مورد استقلال مراکش بیان کرد هدف آلمان از این اقدام برهم زدن اتحاد جدید فرانسه و انگلیس بود برای حل این موضوع در ۱۹۰۶ یک کنفرانس بین ‌المللی در الجزیره برگزار شد که در آن انگلیسی ‌ها از فرانسوی ‌ها حمایت کردند و کوشش آلمان برای برهم زدن اتحاد بین انگلیس و فرانسه به نتیجه ‌ای نرسید.

11
در ۱۹۱۱ بحران دیگری بر سر مراکش به وجود آمد یک فروند ناو جنگی آلمانی به نام یوزپلنگ برای حفظ منافع آلمان وارد اغادیر شد و آلمانی ها پیشنهاد کردند که اگر کنگوی فرانسه به آنها داده شود آنها دیگر مزاحمتی ایجاد نخواهند کرد و سرانجام آلمانی ها توانستند به اراضی کوچکی در آفریقا دست یابند.

نزدیکی روس و انگلیس:

دولت وقت فرانسه با روسیه دوست بود. انگلیس هم متحد جاپان به شمار می‌آمد و روس و جاپان دشمن خطرناک یکدیگر بودند اما منافع روس و انگلیس چنین اقتضاء می‌کرد که روس و جاپان به اتحاد فرانسه و انگلیس وارد شوند؛ ولی بلندپروازی روس‌ها در این تاریخ و قدرت نظامی آن و همچنین نزدیکی امپراطور روس و آلمان که روابط آنها دوستانه بود مانع این کار میشد. مشکل اول با شکست روسیه از جاپان حل شد.
اختلافات دیگر روس و انگلیس بر دو مسئلهٔ دیگر متمرکز بود: یکی بالکان برای تصرف بلغارها و دیگری در ایران که انگلیس دوست داشت این مناطق کاملاً در اختیار خودش باشد مسئلهٔ دیگر که باعث سردی روابط انگلیس و آلمان شده بود برخورد قیصر آلمان در موضوع ترانسوال بود؛ زیرا هنگامی که پل کروگر حاکم ترانسوال میخواست به ترانسوال استقلال بدهد و در پی متحدی در برابر سیسیل رودز و انگلیس بود تنها قدرتی را انتخاب نمود که سرزمین ‌هایی در آفریقای جنوبی داشت و آن کشور آلمان بود پس از پیروزی بوئرها تلگرافی از سوی قیصر آلمان برای او فرستاده شد با این مضمون: «من دوستانه به شما تبریک می ‌گویم که شما بدون دریافت کمک خارجی گروه‌ های مسلح را سرکوب نمودید و توانستید صلح و آرامش را برقرار نمایید» و این برخورد قیصر برای روابط انگلیس و آلمان عواقب جدی داشت؛ زیرا قیصر از کروگر که دشمن انگلیس بود حمایت کرده بود. مسئلهٔ دیگر صادرات روزافزون آلمانی ها بود زیرا در سال ۱۸۹۵ در انگلیس رساله ‌ای تحت عنوان ساخت آلمان منتشر شد که خطر صادرات روزافزون آلمان را برای انگلیس تشریح می ‌کرد.
مسئله دیگر که ایجاد خطر برای انگلیس می ‌کرد، پیشرفت نیروی دریایی آلمان بود ویلیم دوم از سال ۱۹۰۰ به تقویت نیروی دریایی آلمان پرداخت و علناً اظهار کرد که آلمان نمی ‌تواند به نیروی زمینی قناعت کند و باید در نیروی دریایی بر همهٔ کشورها برتری داشته باشد.

12
انجمنی به نام اتحاد دریایی آلمان تشکیل داد و به کمک آن هزینهٔ لازم را برای ساختن کشتی ‌های جنگی تأمین کرد. همچنین پیشرفت ‌های تجاری و صنعتی آلمان نیز باعث شکست بازار تجارت و صنعت شده بود. به هر حال، این سؤال مطرح است که چرا انگلیس در بین روسیه و آلمان، اولی را انتخاب کرد: چون منافع انگلیس هم از طرف روس و هم از طرف آلمان تهدید میشد. از یک طرف خطر توسعهٔ نفوذ روس، و از سوی دیگر خطر نفوذ آلمان در آسیای صغیر و خلیج فارس و اتصال راه ‌آهن بغداد به داخل ایران و نزدیک شدن این دو خطر به مرزهای هند به مشکلات دفاع از هند می ‌افزود و سیاست انگلیس این بود که این دو دولت را با هم درگیر سازد و قوای آن ‌ها را تحلیل ببرد اما تأمل انگلیس در این بود که خود به کدام طرف ملحق شود.
منافع بریتانیا حکم می ‌کرد که به روس ‌ها نزدیک شود زیرا عقل و درایت روس ‌ها اندک و زورشان بیشتر بود؛ ولی مسئله این بود که انگلیس با تقاضا های روسیه چگونه برخورد نماید. تقاضا های روس در بالکان، داردانل و ایران بود مسئلهٔ ایران یک امر حیاتی بود و صلاح در این بود که هیچ امتیازی در این منطقه ندهد؛ پس بهتر بود که انگلیس، روس‌ها را به سوی بالکان و داردانل سوق دهد و آن ‌ها را امیدوار سازد سرانجام، در قراردادی که در ۳۱ آگست ۱۹۰۷ در شهر مسکو بسته شد روس و انگلیس اختلافات خود دربارهٔ ایران را حل کردند و چون اختلافات سیاسی انگلیس و فرانسه و روسیه حل شد سه دولت تشکیل اتفاق مثلث را دادند که هدفشان جلوگیری از پیشرفت‌ های سیاسی، اقتصادی و نظامی آلمان بود.

بحران‌ های بالکان قبل از جنگ جهانی اول:

از ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۳ جنگ ‌هایی درگرفت که زمینهٔ جنگ جهانی اول را آماده ساخت در سپتامبر ۱۹۱۱ ایتالیا به عثمانی اعلان جنگ داد و ترابلس را اشغال نمود و در نیمهٔ اکتوبر ۱۹۱۲ جنگ به پایان رسید. در اکتوبر ۱۹۱۲ تقریباً همزمان با ایتالیا؛ بلغارستان، صربستان، یونان و مونته نگرو به عثمانی حمله کردند. و در اوایل دسامبر ۱۹۱۲ عثمانی درخواست صلح کرد در تابستان ۱۹۱۳ جنگ دیگری بر سر غنایم به دست آمده از عثمانی درگرفت کنفرانس سفیران در دسامبر ۱۹۱۲ توسط گری در لندن تشکیل شد و در ۳۰مئی۱۹۱۳ در لندن قراردادی امضاء شد که ترک‌ ها را وادار می ‌ساخت مستملکات خود را از میدیا در ساحل دریای سیاه تا آلتوس در ساحل اژه به اروپاییان واگذار کنند.

اوضاع داخلی و تحولات آلمان پس از وحدت:


13
آلمان متحد از نظر قوای مادی و معنوی بی نظیر، مجدانه به تعلیم و تربیت فرزندان خود پرداخت، در توسعه فرهنگ و ترویج علوم بر همهٔ کشورها پیشی گرفت و سعی داشت در صنعت و تجارت و بهداشت از علوم و اکتشافات جدید بهره گیرد از این رو، در مدت کوتاهی بزرگترین دولت صنعتی و تجاری اروپا شد، مخترعان را تشویق کرد، صنایع کیمیاوی را رونق داد، در وضع قوانین اجتماعی هم از بقیهٔ دولت‌ها پیشی گرفت و برای طبقهٔ کارگر اهمیت قایل شد. در حالی که در بقیهٔ کشورها حقی برای کارگران قایل نبودند. واقعیت دیگر این که حکومت خاندان هوهنتسولرن در این کار مؤثر بود.
ملت آلمان پس از غلبه بر اتریش و فرانسه دچار غرور ملی شد و سیاست ‌مداران آلمانی از روش ‌های مختلف این غرور ملی را تقویت کردند حتی هر معلمی ناگزیر بود که در سر کلاس درس برتری نژادی ملت آلمان بر سایر ملل عالم را بیان کند و در شاگردان خود روح جنگ جویی بدمد. گذشته از مجالس درس، در معابر، روزنامه‌ ها و کتب و نمایشگاه‌ ها این برتری نژادی به نوعی القا میشد حتی نیچه یکی از معروف ‌ترین فیلسوفان آلمان هم چنین عقیده ‌ای داشت و در یکی از آثار خود چنین گفته ‌است که: «اگر آدمی جنگ را فراموش کند از او امید باید برید» و به همین دلیل کم کم طرز فکر مردم آلمان یکسره تغییر یافت و بر آن ‌ها مسلم شد که نژاد آلمانی ممتاز است و باید به سراسر زمین مسلط باشد و این تسلط هم جز از راه جنگ امکان‌ پذیر نیست ترویج این افکار در آلمان سایر دولت ‌های اروپایی را نگران ساخت و باعث شد تا بر ضد نژاد جرمنی با هم متحد شوند.
دولت آلمان تا اواخر قرن ۱۹ در آفریقا مستعمره‌ ای نداشت ولی پس از وحدت چون جمعیت آن افزایش یافت و صنعت و تجارت رونق گرفت به دنبال تحصیل مستعمرات برآمد تا هم قسمتی از مردم آلمان را به آنجا کوچ دهد و هم مواد خامی را که برای کارخانه‌ های داخلی لازم داشت فراهم کند و همچنین بازاری برای فروش کالاهای خود بیابد سرانجام بیسمارک قسمت بزرگی از اراضی آفریقا را به دست آورد که شامل توگو و کامرون در ساحل غربی آفریقا و یک ناحیه در جنوب غربی و ناحیه دیگر در مشرق بود ، آلمان پس از پیروزی بر فرانسه از نظر نیروهای نظامی بر سایر کشورهای اروپا برتری یافته بود؛

14
از سال ۱۹۱۱ آلمان در افزایش نیروهای جنگی کوشید و میزان گسترش قوای مزبور در سال ‌های ۱۹۱۱ و ۱۹۱۲ و ۱۹۱۳ با پیشرفت چهل سالهٔ آن از ۱۸۷۱ تا ۱۹۱۱ برابر بود. ولی باز هم به این کار ادامه داد و تا سال ۱۹۱۴ روز به روز بر قوای جنگی خود افزود. در طی این مدت کوتاه شبکه‌ های گستردهٔ راه ‌آهن و راه‌ های شوسه، تأسیسات عظیم صنعتی، نهادهای قدرتمند اقتصادی و به خصوص تشکیلات گستردهٔ نظامی آلمان موجب وحشت قدرت ‌های اروپایی گردید.
در سال ۱۹۱۴ آلمان از نظر صنعتی و اقتصادی به پیشرفت‌ های عظیمی دست یافت به لحاظ نظامی نیز دارای قدرتمند ترین ارتش و نیروی دریایی شد. روحیهٔ نظامی‌ گری در مزرعه، کارخانه و پادگان و همه جا حاکم بود و همه چیز در خدمت ارتش قرار داشت.  نیروهای نظامی آلمان بیش از یک میلیون نفر بودند و این افزایش نیروهای صنعتی و نظامی موجب اشباع جامعه آلمان گردید و آلمان مجبور بود سرمایه و کالاهای اضافی را به دیگر مناطق جهان بفرستد؛ بنابر این به دنبال مناطق نفوذ اقتصادی و منابع مواد اولیه بود و این هم یکی از دلایل جنگ جهانی اول بود.

برقراری روابط بین آلمان و عثمانی:

یکی از کشورهایی که آلمان علاقه‌ مند بود روابط خود را با آن گسترش دهد امپراطوری عثمانی بود که بر منابع نفتی تسلط داشت از سال ۱۸۸۰م. آلمان متوجه اهمیت روابط با امپراطوری عثمانی گردید ، در سال ۱۸۸۲ سپهسالار فون در گلتز از سوی سلطان عبدالحمید مأموریت یافت ارتش عثمانی را دارای سازمان منظمی سازد و افراد آن را آموزش دهد.

15
افسران برجستهٔ هیئت نظامی آلمانی که در عثمانی فعالیت داشتند شامل فیلد مارشال پروسی فن در گلتس، دو جنرال دیگر لیمان فن ساندرز و فون فالکنهاین سه دریا سالار به نام‌ های سوچون، اودم و مارتین و چند افسر دیگر بودند البته یکی از طراحان برنامهٔ گسترش فعالیت آلمان در خاورمیانه مارشال فن بی براشتاین بود که از ۱۸۹۷ تا ۱۹۱۲ سفیر آلمان در باب عالی بود و اعتقاد داشت که اجرای این برنامه موجب درگیری بین روسیه و آلمان خواهد شد ، در سال ۱۸۹۸ ویلیم دوم و ملکهٔ آلمان به استانبول سفر کردند و فصل جدیدی در همکاری بین دو ملت پدید آمد.
 امپراطور آلمان در مسافرت دوم خود به امپراطوری عثمانی خود را طرفدار دوستی ملت ترک و سایر ملل مسلمان معرفی نمود و در نطق خود اظهار داشت: «اعلی حضرت سلطان عبدالحمید و ۳۰۰ میلیون مسلمان می ‌توانند اطمینان داشته باشند که آلمان، دوست و هواخواه آن ‌هاست».
این سیاست به زودی به لحاظ اقتصادی ثمرات مهمی برای آلمان به بار آورد، بانک ‌داران و بازرگانان آلمانی در سراسر امپراطوری عثمانی مستقر شدند و امتیازات مهمی به مؤسسات اقتصادی آلمان داده شد آلمان در جستجوی نفت بود و علاوه بر آن برای رقابت با انگلیس به یک نیروی دریایی قوی نیاز داشت.
آلمانی ها در هنگام مذاکره با دولت عثمانی در مورد منابع نفتی عراق سخن نگفتند بلکه فقط تقاضای اخذ امتیاز خط راه‌ آهن را داشتند، به این شرط که امتیاز استخراج معادن اطراف راه آهن تا شعاع ۲۰ کیلومتر به آنها داده شود.
در سال ۱۹۰۲ بانک آلمان، امتیاز ساختمان راه ‌آهن برلین – بغداد را به دست آورد که باعث نفوذ هرچه بیشتر آلمان در میان‌ رودان می ‌گردید. یکی دیگر از امتیازات آلمان از عثمانی ادامهٔ راه‌ آهن از بغداد به خانقین بود که آلمان تصمیم داشت پس از اتمام خط آهن بغداد، همین راه را از خانقین به تهران و ولایات مرکزی ادامه دهد و ایران را به اروپا مربوط سازد.
در سال ۱۹۱۰ مدت تعهد ایران در مقابل روسیه که ۲۰ سال حق ساختن راه ‌آهن را از ایران سلب نموده بود تمام میشد؛ به همین علت از طرف بانک مشهور آلمان به نام دویچه بانک مأموری به نام سیدروت به ایران آمد که امتیاز خط آهن خانقین - تهران را به دست آورد. این امر موجب نگرانی مقامات روسی و انگلیسی شد و باعث مبادلهٔ یاد داشت هفتم اپریل ۱۹۱۰ بین ایران و آن دو دولت شد، و ایران به ناچار تعهد کرد که بعد از این امتیازی که مخالف منافع آن دو دولت باشد به هیچ تبعه دولت خارجی واگذار نکند؛ بنابراین، تلاش آلمان به نتیجه نرسید.

16
اما نفوذ نظامی آلمان در امپراطوری عثمانی افزایش یافت و در ۱۹۱۴ آموزش ارتش عثمانی به یک گروه چهل و دو نفره از افسران آلمانی به ریاست جنرال لیمان فن ساندرز واگذار شد. سپس آلمان تصمیم گرفت در مورد ادامهٔ راه آهن برلین - بغداد با روسیه مذاکراتی انجام دهد. در ۱۹۱۰ تزار نیکلای دوم و ویلیم امپراطور آلمان در پوتسدام ملاقات کردند و در مورد منافع روس و آلمان در ایران مذاکراتی صورت گرفت.
سرانجام، در ۱۹ آگست ۱۹۱۱ قراردادی بین روسیه و آلمان در سن پترزبورگ منعقد شد که به موجب آن دولت آلمان منطقهٔ نفوذ روسیه را به رسمیت شناخت؛ و در عوض روسیه هم اجازه داد که اگر تا چهار سال دیگر راه‌ آهنهای روس به خانقین متصل نشود . دولت آلمان حق داشته باشد خط آهن استانبول - بغداد و خانقین - تهران را بسازد.

دلایل وقوع جنگ جهانی اول:

علل جنگ جهانی اول عبارت بود از: رقابت اتریش و روسیه در بالکان، اختلاف بین فرانسه و آلمان از سال ۱۸۷۰ دربارهٔ آلزاس ولرن و رقابت اقتصادی و دریایی بین آلمان و انگلیس؛ اما بهانهٔ شروع جنگ این بود که آرشیدوک فرانتس فردیناند ولیعهد امپراطوری اتریش - مجارستان به دست یک ناسیونالیست صرب به نام پرنزیب در ۲۸ جون ۱۹۱۴ در سارایوو بوسنی به قتل رسید و اتریش ادعا کرد صربستان در این کار دخالت داشته و تقاضا نمود تحقیقاتی با شرکت نمایندگان اتریش صورت پذیرد که دولت صربستان تحقیقات را قبول نمود و با حضور نمایندگان خارجی مخالفت کرد.
دولت اتریش به صربستان اعلان جنگ داد و روسیه بسیج عمومی اعلام کرد و آلمان هم به حمایت از اتریش به روسیه و فرانسه اعلان جنگ داد. قوای آلمان به بلژیک حمله کرد و این اقدام یعنی حمله به یک کشور بی‌طرف موجب دخالت انگلیس در جنگ شد.

حملهٔ نیروهای فرانسوی به آلمانی ها در شامپانی فرانسه:


17
وقتی که در ۱ آگست ۱۹۱۴ جنگ اعلام شد، میلیون ‌ها تن از مردم شادمان در خیابان‌ های شهرهای مهم اروپا شروع به رقص و پایکوبی نمودند مردم تصمیم حاکمان خود را برای رفتن به جنگ مورد حمایت قرار دادند مردان جوان داوطلب برای جنگیدن، هجوم می ‌آورند. با این وجود، صحنه‌ های وحشت ‌انگیز جنگ جهانی اول، نگرش مردم به جنگ را تغییر داد یک نسل کامل از مردان جوان به خاک و خون کشیده شدند.

طرح اشلیفن:

طرح ارتش آلمان برای جنگ در دو جبهه، کار کنت اشلیفن بود که بعد از استعفای والدرسی، جانشین مولتکه، در سال۱۸۹۲ به ریاست ستاد کل ارتش آلمان رسیده بود. در آن زمان برای او روشن بود که فرانسه و روسیه در جنگ بعدی با هم متحد می شوند و جنگ با یکی، به طور قطع به معنای جنگ با هر دو است. هرچه کنت اشلیفن بیشتر به طرح مولتکه در مقابل این پیشامد - که عبارت از دفاع در غرب و آفند محدود در شرق بود - می ‌اندیشید کمتر از آن خوشش می ‌آمد: چنین جنگی می ‌توانست تا ابد ادامه پیدا کند. شاید فرانسه و روسیه، که اساساً جوامعی روستایی بودند، طاقت مبارزه‌ ای طولانی از این نوع را داشتند ولی آلمان، با اقتصاد پیشرفته ‌اش، به سرعت دچار دردسر میشد. آنچه آلمان می ‌خواست راهی برای غلبه در جنگ در یک اردوکشی واحد بود.

18
سعی برای تعیین تکلیف در شرق به کلی بیهوده بود، قضیه غرب هم کار ساده‌ای نبود؛ به طوری که مولتکه خاطر نشان کرده بود اکنون که فرانسوی‌ها خدمت وظیفهٔ عمومی را معمول کرده بودند، نیروی کافی در اختیار داشتند که نفرات لازم برای یک خط دفاع دایمی در طول مرز فرانسه-آلمان را تأمین کند. راه حل اشلیفن به طرز خیره کننده‌ ای ساده بود.
او راه خود را از میان خط ماژینو نمی ‌گشود؛ آنها را دور می ‌زد. این طرح مستلزم آن بود که تمام ارتش آلمان در غرب صف آرایی کند و بیش از نیمی از آن - پنجاه لشکر از هشتاد لشکر موجود - در مقابل بلژیک و هالند موضع بگیرند.
این لشکرها که جناح راست ارتش را تشکیل می ‌دادند باید  با حداکثر سرعت از هالند و بلژیک می ‌گذشتند و قرار بود ظرف سه هفته بسیج و یک هفته راه پیمایی به مرز فرانسه بلژیک برسند. از آنجا به فرانسه شمالی وارد میشدند و جناح چپ ارتش فرانسه را متوجه خود کرده و خط دفاعی فرانسه را به عقب خم میکردند.
درونمایهٔ طرح این بود که با عبور از دو کشور هالند و بلژیک میدان عمل وسیع ‌تری به دست آورند و مانور آن ‌قدر وسعت پیدا کند که تمام ارتش فرانسه را مشغول کند. به طوری که اشلیفن به فرماندهان واحدهایش می ‌گفت: «باید آخرین سرباز سمت راست، کانال را با آستینش پاک کند.» حتی یک لشکر فرانسوی نباید  فرار می ‌کرد.
اشلیفن در سال ۱۹۰۶ کنار رفت. جانشین او هلموت مولتکه، نوهٔ مولتکه بزرگ و قدری سازشکار بود. او دستورهای راهپیمایی جناح راست را تغییر داد تا بتوان هالند را بی ‌آسیب گذاشت و تصمیم گرفت ده لشکر برای دفاع از شرق در مقابل حملهٔ روس ‌ها نگهداری شود.
اشلیفن که این تغییرات به گوشش می‌ رسید مرتب می ‌پرسید آیا رئیس ستاد از حساب ‌های پشت سر طرح خبر دارد؟ او یادداشت ‌هایی برای مولتکه فرستاد تا نیاز به استقرار قویترین نیروی ممکن در غرب را توضیح دهد و از جواب ‌های طفره ‌آمیزی که دریافت می ‌کرد برآشفته بود. وقتی مرد (در سال ۱۹۱۳) هنوز نگران بود: آخرین کلماتش به وضوح خطاب به مولتکه، این بود که: همه چیز را کنار بگذارید و جناح راست را قوی نگه دارید.

نامه ‌نگاری در جنگ جهانی اول:


19
جنگ جهانی اول به لحاظ فراوانی نامه ‌هایی که میان جبهه و پشت جبهه رد و بدل شد از همه جنگ‌  های قبل از آن متمایز است. نامه‌ های جنگ جهانی اول کمتر سانسور شده ‌اند. در همین رابطه است که دولت رایش آلمان فوراً تدارکات عملی وسیعی برای نقل و انتقال پست را به اجرا می ‌گذارد. در پایان سال ۱۹۱۴، یعنی ۵ ماه پس از شروع جنگ روزانه ۱۰۰ واگن قطار نامه‌ های مردان و زنان و خانواده‌ ها از پشت جبهه را برای سربازان حمل می ‌کنند و بالعکس به کارگیری ۸ هزار کارمند رسمی و ۱۳ هزار نیروی کمکی موجب شده بود که نامه‌ها برای رسیدن به دست گیرنده بیش از یک هفته در راه نباشند مجموعاً در ۵ سال جنگ ۲۹ میلیارد نامه، کارت پستال و محموله پستی میان جبهه و کل شهرهای آلمان رد و بدل می شود. طرفه این که از این تعداد ۱۱ میلیارد نامه از جبهه به پشت جبهه بوده، ولی تعداد نامه ‌های پشت جبهه به جبهه از ۱۸ میلیارد مورد هم فراتر می ‌رفت.

ایران در جنگ جهانی اول:

جنگ جهانی اول همزمان با حکومت احمد شاه قاجار بود و دولت مشروطهٔ ایران ضعیف ‌ترین دوران خود را می ‌گذراند. علی ‌رغم اعلام بی ‌طرفی دولت ایران، نیروهای متخاصم از جنوب و شمال وارد ایران شدند.
بر اثر آغاز جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط بریتانیا و خرید آذوقهٔ مردم ایران توسط ارتش اشغالگر و شروع قحطی بزرگ ایران ۱۹۱۷–۱۹۱۹ عدهٔ زیادی از مردم ایران (تقریباً ۴۰ درصد مردم ایران به عبارت دیگر ۸ تا ۱۰ میلیون نفر از جمعیت ۲۰ میلیون نفری آن زمان ایران) به کام مرگ فرورفتند سپاه روسیه تا دروازه‌ های تهران پیشروی کرد اما از منقرض کردن سلسلهٔ قاجار منصرف شدند.

20
در جنوب مردم محلی در چند نوبت با متجاوزان انگلیسی درگیر شدند که از مهم ‌ترین نبرد های جنگ جهانی اول در ایران می ‌توان به مقاومت «زایر خضرخان اهرمی (تنگستانی)» ملقب به امیر اسلام حاکم تنگستان، شیخ حسین خان چاه کوتاهی دلیر مرد آزادی خواه جنوب ایران و رئیس علی دلواری و خالو حسین بردخونی از دلیران تنگستان در استان بوشهر و نبرد جهاد در خوزستان و مبارزه سرسختانه و سرنوشت ساز ترکان قشقایی به رهبری صولت الدوله قشقایی و مقاومت هایناصر دیوان کازرونی و آیت الله سید عبدالحسین لاری اشاره کرد.
جمعی از رجال از قم به اصفهان و سپس اراک و بالاخره به کرمانشاه رفتند و عاقبت در آنجا قوای گارد ملی ترتیب دادند و حکومت موقتی دولت ملی به ریاست نظام‌ السلطنه (رضا قلی خان مافی) تشکیل گردید. پس از سقوط بغداد اعضای دولت موقتی دولت ملی و جمع بسیاری از ایرانیان به استانبول رفتند.
ا ر آنجا که جنگ جهانی اول به بهانه کشته شدن ولیعهد اتریش در 1914 شروع شد و پس از مدتی با ورود کشورهای دیگر به صحنه، میدان جنگ گسترش یافته و به آسیا هم رسید ، به لحاظ موقعیت استراتیژیکی ایران و اهمیت آن برای متحدین و متفقین هر کدام از نقطه ‌ای وارد سرزمین پاک ایران شدند.
این ورود با وجود اینکه ایران در جنگ اعلام بی ‌طرفی کرده بود لطماتی شدید از لحاظ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به این مرز و بوم وارد کرد.

21
جنگ جهانی اول باعث شد که فعالان سیاسی ایران دچار تنش شده و وحدت سیاسی لازم جهت مقابله با مشکلات را از دست بدهند چرا که گروهی طرفدار متفقین شدند و گروهی دیگر طرفدار متحدین.

لطمه خوردن اقتصاد کشاورزی:

طی جنگ سرزمین ایران صحنه درگیری ‌های قوای روسیه از شمال، عثمانی از غرب، و بریتانیا (انگلیس) از جنوب شد ، جنگ تأثیر مستقیم و مخربی بر اقتصاد ایران داشت.
چرا که ارتش های متخاصم، محصولات کشاورزی، دامی و حتی خود دام‌ ها را مصادره می‌ کردند و برای ارتزاق خود مردم را در مناطق مختلف بالاخص در روستاها تحت فشار قرار می‌ دادند.
شبکه آبیاری کشور ایران در طی نقل و انتقالات نیرو و تجهیزات از طرف دولت درگیر و بکلی ویران شد. مردم را جهت جاده ‌سازی و سایر امور به بیگاری نظامی وا می ‌داشتند و این امور باعث خالی شدن روستا از سکنه گشته در نتیجه سطح تولید کشاورزی کاهش چشمگیری پیدا کرد .

توقف توسعه صنعتی:

جنگ باعث شد توسعه صنعتی دستخوش وقفه گردد، محدوده فعالیت‌های صنعتی که به خصوص بعد از ورود برخی مستشاران خارجی در اواخر دوره قاجار آغاز گردیده بود دچار تزلزل گردید.
در شهرها تورم بطور قابل ملاحظه ‌ای افزایش یافته، و قحطی شدیدی بروز کرد ، تلفات انسانی ناشی از قحطی و جنگ بین یکصدهزار تا دو میلیون نفر برآورد شده است یعنی مردم ایران برای جنگی که خود نقشی در آن نداشتند بهایی این چنین سنگین پرداخت کردند.

تزلزل در حکومت ایران و کابینه ‌های آن:


1300

1288

22
این وضعیت باعث شد که دولت مرکزی در زمان سلطنت احمد شاه وضعیت نومید کننده‌ ای پیدا کند طوری که بین سال ‌های 1288 ه ـ ش تا 1300 ه ـ ش بیش از پنجاه بار دولت و کابینه تغییر پیدا کند چرا که وضع سیاسی اجتماعی ایران بر اثر ورود نیروهای متفقین و متحدین و اشغال خاک ایران و بروز قحط غذا و گرسنگی و بیماری ‌های مسری در ایران فوق ‌العاده بحرانی بود و لذا سرنوشت مردم به دست عواطف و احساسات خودشان سپرده شده بود.

فروریختن پایه‌  های دیموکراسی در  ایران و آخرین روزنه ‌های آن:


1299
صرف ‌نظر از خسارت ‌های اجتماعی ـ اقتصادی جنگ، بسیاری از سازمان‌ های متشکل مشروطه از جمله احزاب و گروه‌ های سازمان یافته تضعیف و یا بکلی از بین برده  شدند و راه استیلای کامل انگلیس بر ایران هموار گردید که در نهایت حضور خود را با کودتای 1299 تکمیل کرد.

ایجاد تفرقه در صفوف فعالان سیاسی در ایران:

جنگ جهانی اول باعث شد که فعالان سیاسی ایران دچار تنش شده و وحدت سیاسی لازم جهت مقابله با مشکلات را از دست بدهند چرا که گروهی طرفدار متفقین شدند و گروهی دیگر طرفدار متحدین، پس با هم به رقابت پرداختند و بطور محرمانه قرارداد هائی را امضاء کردند.
این برهه را باید بی ‌تردید مشکل ترین دوره تاریخ سیاسی کشور ایران به حساب آورد ، که اثرات آن تا مدت ‌ها بعد از پایان جنگ در کشور مشاهده می ‌شد و پایه‌ های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور را تضعیف کرد.

 نا امن شدن راه‌ های مواصلاتی:

در این جنگ بیشتر راه‌های مواصلاتی کشور یا مسدود شدند یا تخریب، راهزنی و نا امنی در پی تضعیف دولت و از هم پاشیدگی سیاسی گسترش یافت ، شهرهای متعددی از نقاط مختلف کشور بر اثر دست به دست شدن مکرر میان دولت متخاصم ویران گشت.

تسلط کامل انگلیس بر ایران:


1919
هر چند که در پی جنگ جهانی اول ایران از زیر یوغ روسیه رهائی یافت، اما بریتانیا تسط خود را بیشتر کرد و قراردادهای ننگین مثل قرارداد 1919 را تحمیل کرد و سال‌های متمادی با در اختیار گرفتن نفت، سیاست و اقتصاد ایران به سیطره خویش تداوم بخشید.

23
 بنابراین اثرات جنگ جهانی اول بر ایران از زوایای مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بود که باعث رکود اقتصاد ایران شد ، کشاورزی ، که عمده ‌ترین منبع درآمدی کشور در آن زمان بود بخاطر جنگ بکلی از بین رفت و در پی آن قحطی و گرسنگی بوجود آمد.
همچنین از لحاظ سیاسی، احزاب و گروه ‌های تازه تشکیل ‌یافته تضعیف شده و همچنین دولت‌ هایی که روی کار می ‌آمدند به خاطر نفوذ و استیلای دولت غرب نمی‌ توانستند کارآیی لازم جهت رفع معضلات و مشکلات مردم را داشته باشند از لحاظ اجتماعی هم تلفاتی سنگین دامنگیر مردم ایران شده و در پی جنگ نا امنی و راهزنی رفتارهای سوء اخلاقی، ارتکاب جنایت ‌های بزرگ و ویرانی بیشتر شهرها و ویرانی راه‌ های مواصلاتی کشور نصیب ایران شد.

پیامد های جنگ جهانی اول:


24
جنگ جهانی اول، چهار امپراطوری را نابود ساخت، امپراطوری آلمان تاج و تخت را از دست داد و دولت جمهوری جایگزین آن شد. امپراطوری‌های شکست خوردهٔ اتریش - مجارستان و امپراطوری عثمانی هر دو از هم گسیختند و امپراطوری روسیه نیز به دست انقلابی‌های بلشویک افتاد اشغال ایران توسط بریتانیا و خرید آذوقهٔ مردم ایران توسط ارتش اشغالگر و شروع قحطی بزرگ ۱۹۱۷–۱۹۱۹ بین هشت تا ده میلیون نفر از مردم ایران به کام مرگ فرو رفتند.
در سال ۱۹۱۶ م ملی‌ گرایان ایرلندی در دوبلین واقع در ایرلند، قیام عید پاک را ترتیب دادند این شورش با شکست مواجه شد، اما موج مخالفت ‌های گسترده علیه حکومت بریتانیا در ایرلند را به راه انداخت.
در سال ۱۹۱۹ مجلس ایرلند، حکومت این کشور را «جمهوری» اعلام کرد، و متعاقب آن ۳ سال جنگ بین ارتش جمهوری خواه ایرلند و بریتانیا درگرفت. در سال ۱۹۲۹ ایرلند جنوبی، به عنوان دولت آزاد ایرلند به استقلال واقعی رسید. شش استان در شمال ایرلند جزو پادشاهی انگلستان باقی ماندند که هم اکنون با نام ایرلند شمالی شناخته می ‌شوند.

25
وضعیت اقتصادی آلمان پس از جنگ جهانی اول بسیار وخیم شد و نرخ تورم بسیار بالا رفت. در سال ۱۹۲۳، هنگامی که نیروهای فرانسه و بلژیک برای وادار کردن آلمان به پرداخت غرامت جنگی وارد منطقه رور شدند، دولت در اقدامی میهن ‌پرستانه، مردم را به مقاومت منفی دعوت کرد.
چون افزایش مالیات‌ها مورد پسند عامه نبود، دولت به وسیلهٔ چاپ بانک نوت از کارگران کارخانه ‌های رور و خانواده ‌های آن‌ ها حمایت کرد و در همان حال، اجازه داد اعتبارات بانکی با نرخ بهرهٔ بیشتری عرضه شود.
در اوج تورم حاصل از این اقدامات، بیش از ۳۰ کارخانه کاغذ سازی و ۱۵۰ چاپخانه و دو هزار ماشین چاپ به طور شبانه ‌روزی برای برآوردن نیاز به پول کار میکردند؛ ولی این تدبیرها نیز با شکست مواجه شد، زیرا مقدار پول در گردش از سرعت افزایش قیمت ‌ها کمتر بود.
بانک نوت های که به مقدار فراوان و با مبلغ اسمی ده‌ها هزار مارک چاپ شده بود، قبل از این که از چاپخانه خارج شود، مجدداً زیر ماشین چاپ می‌ رفت و مبلغ اسمی آن به ارقام میلیونی تبدیل میشد.
کارگران دستمزدهای خود را با کیسه‌ های خرید و حتی گاه با چرخ دستی پر از پول و آن هم روزی دو بار دریافت میکردند، دستمزد صبح فقط صرف ناهار ظهر میشد، زیرا بیم آن می ‌رفت نرخ ارز که بعد ازظهر اعلام میشد، تغییر کند و قیمت ‌ها باز هم افزایش یابد.
هنگامی که بهای زغال ‌سنگ به میزان سرسام ‌آوری افزایش یافت، برخی از مردم دستمزدهای بعدازظهر را به جای زغال ‌سنگ در اجاق آشپزخانه می ‌سوزاندند. سرانجام کار به جایی رسید که با یک دالر  آمریکا میشد ۴ تریلیون و ۲۰۰ میلیارد مارک آلمان خریداری کرد.


در دهه ‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ م. بسیاری از کشورهای اروپایی از دموکراسی دست کشیدند حزب نازی هیتلر در آلمان به قدرت می ‌رسد و فاشیست‌ های موسولینی بر ایتالیا حکومت می‌ کنند در ابتدا بریتانیا و فرانسه کوشیدند با این رهبران سازش کنند آنها عاقبت در سال ۱۹۳۹ در برابر تهاجم هیتلر ایستادند و اروپا به جنگ جهانی دوم کشیده شد.
در سپتامبر ۱۹۳۹ م، جنگ جهانی دوم در اروپا آغاز شد. رهبر آلمان، آدولف هیتلر، می ‌خواست تا رایش سوم به یک قدرت مطلقه در اروپا، تبدیل شود در ابتدا تاکتیک حملات برق ‌آسا موفقیت ‌آمیز می ‌نمود. اما پس از سال ۱۹۴۳م، قوای متفقین، متشکل از نیروهای شوروی، انگلستان و آمریکا بر آلمان برتری یافتند. سرانجام، آلمان در ماه مئی ۱۹۴۵م، نه روز پس از خودکشی هیتلر، تسلیم شد و بیش از چهل میلیون اروپایی در این جنگ کشته شدند.


نتیجه گیری:

جنگ جهانی اول از برجسته ‌ترین رخداد های تاریخ بشر است و بگونۀ مستقیم و غیر مستقیم نقش بزرگی در تعیین تاریخ سده بیستم داشته ‌است.
جنگ بین روسیه و عثمانی که در ۱۸۷۷ آغاز شده بود به پایان رسید و روس ‌ها در سوم مارچ ۱۸۷۸ پیمان سن استفانو را به ترک ‌ها تحمیل نمودند برای رفع اختلاف در این مورد، کنگرهٔ برلین در جولای ۱۸۷۸ بین کشورهای اروپایی تشکیل شد.
از این رو اتحاد سه ‌گانه به اتحاد دوگانه تبدیل شد. به موجب این معاهده آلمان و اتریش قبول نمودند که در هنگام لزوم به هم یاری برسانند و هیچ‌ گاه جداگانه با دشمن صلح نکنند .
یکی از کشورهایی که آلمان علاقه ‌مند بود روابط خود را با آن گسترش دهد امپراطوری عثمانی بود که بر منابع نفتی تسلط داشت. از سال ۱۸۸۰م. آلمان متوجه اهمیت روابط با امپراطوری عثمانی گردید. در سال ۱۸۸۲ سپهسالار فون در گلتز از سوی سلطان عبدالحمید مأموریت یافت ارتش عثمانی را دارای سازمان منظمی سازد و افراد آن را آموزش دهد.
افسران برجستهٔ هیئت نظامی آلمانی که در عثمانی فعالیت داشتند شامل فیلد مارشال پروسی فن در گلتس، دو جنرال دیگر لیمان فن ساندرز و فون فالکنهاین سه دریا سالار به نام‌ های سوچون، اودم و مارتین و چند افسر دیگر بودند البته یکی از طراحان برنامهٔ گسترش فعالیت آلمان در خاورمیانه مارشال فن بی براشتاین بود که از ۱۸۹۷ تا ۱۹۱۲ سفیر آلمان در باب عالی بود و اعتقاد داشت که اجرای این برنامه موجب درگیری بین روسیه و آلمان خواهد شد.
در پایان سال ۱۹۱۴، یعنی ۵ ماه پس از شروع جنگ روزانه ۱۰۰ واگن (ریل) قطار نامه‌ های مردان و زنان و خانواده ‌ها از پشت جبهه را برای سربازان حمل می ‌کنند و بالعکس ، به کارگیری ۸ هزار کارمند رسمی و ۱۳ هزار نیروی کمکی موجب شده بود که نامه‌ ها برای رسیدن به دست گیرنده بیش از یک هفته در راه نباشند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر