نشانههای نگارشی
به منظور
رساندن منظور و انتقال معنی از زبان گفتار به نوشتار از نشانههای نگارشی استفاده
میکنیم. این نشانهها عبارتند از:
1.
نقطه: .
2.
ویرگول: ،
3.
دو نقطه: :
4.
سؤال: ؟
5.
علامت تعجب: !
6.
گیومه: « »
7.
نقطه ویرگول: ؛
8.
خطّ فاصله: -
9.
سه نقطه: ...
10.
قلاب: [ ]
11.
کمانک: ( )
12.
ممیّز: /
13.
تساوی: =
برای آسانی
یادگیری این نشانهها و دانستن کاربرد هر یک، آنها را در جدولی میآوریم:
·
نکته مهم: بیشتر نشانهها با با واژهی پیشین
خود هیچ فاصلهای ندارند و با واژهی بعدی تنها باید دارای یک فاصله باشند. این
مورد در مثالها نمایش داده شده است.
جدول نشانههای
نگارشی
|
ردیف
|
نشانه
|
نام
|
موارد کاربرد
|
|
۱
|
.
|
نقطه
|
۱- در پایان همهی جملهها به جز جملههای پرسشی و تعجّبی: هوا
ابری است.
شاید درک این مسئله
دشوار باشد. او هیچ گاه به آن شهر باز نگشت.
۲- پس از حرف یا حروفی که به صورت نشانهی اختصار به کار رفته
باشد:
شیخ ما (قه) به
نیشابور مجلس میگفت.
|
|
۲
|
،
|
ویرگول
|
۱- میان جملههای مستقل که در مجموع جملهی کامل میسازند:
او با تلاش زیادی
که کرد، به مقصود رسید.
۲- پس از منادا: خدایا، مرا عفو کن.
۳- هر جا واژه یا عبارتی به عنوان بدل در ضمن جمله یا عبارتی
دیگر آورده شود:
اخوان ثالث، شاعر
معاصر، سرایندهی شعر معروف «خوان هشتم» است.
۴- بین واژههای همپایه به جای «و» میآید:
فردوسی، مولوی،
سعدی و حافظ از بزرگان شعر فارسی هستند.
۵- بین دو واژه که ممکن است خواننده آنها را با کسرهی اضافه
بخواند:
مادر، حسن را به
سوی خود خواند.
۶- به جای مکث کوتاه در جمله:
اگر شبها همه قدر
بودی، شب قدر بیقدر بودی.
|
|
۳
|
:
|
دو نقطه
|
۱- قبل از نقل قول:
صاحبنظران آموزشی
میگویند: «شرط درست نوشتن، درست فهمیدن است.»
۲- هنگام برشمردن اجزای یک چیز:
اساس نگارش خوب،
دانستن و رعایت چند نکته است: چشم باز، گوش شنوا، دقت و ...
۳- مقابل واژههایی که میخواهیم آنها را معنی کنیم:
حلیت: پیرایه
|
|
۴
|
؟
|
علامت سؤال
|
۱- در پایان جملههای پرسشی:
آیا تاکنون فکر
کردهاید که هزاران مادّهی نگارشی پیش روی شماست؟
۲- برای نشان دادن مفهوم تردید:
وفات حافظ در سال ۷۲۱ (؟) اتَفاق افتاد.
۳- برای نشان دادن مفهوم استهزا:
او نابغه (؟) است.
|
|
۵
|
!
|
علامت تعجب
|
۱- در پایان جملههای تعجّبی، تأکیدی، عاطفی:
عجب روزگاری است!
۲. پس از اصوات:
هان! ای دل عبرت
بین.
|
|
۶
|
« »
|
گیومه
|
۱- سخنی که
به طور مستقیم از جایی یا کسی نقل میشود:
پیامبر فرمودند:
«طلب دانش بر هر مسلمانی واجب است.» به قول سعدی: «بنیاد ظلم در جهان اندک بود،
هر کس چیزی بدان مزید کرد، تا بدین غایت رسید.»
۲. اسامی و عناوین و اصطلاحات علمی یا فنّی (فقط بار اوّل):
«فضاسازی» در آغاز،
میانه یا پایان نوشته نقش مهمّی ایفا میکند.
|
|
۷
|
؛
|
نقطه ویرگول
|
۱- برای جدا کردن جملههایی که از جهت ساختمان و مفهوم مستقل به
نظر میرسند ولی در یک عبارت طولانی، با یکدیگر بستگی معنایی دارند:
برای نگارش گزارش
خوب باید فکر کرد؛ منابع را جمعآوری کرد؛ فهرستها را تنظیم کرد و ...
۲- در بیان توضیح و مثال پیش از واژههای مثلاً، فرضاً؛ یعنی و ...
صور خیال؛ یعنی
کاربرد عناصر و آرایههای خیالانگیزمثل استعاره، تشبیه و ...
|
|
۸
|
-
|
خطّ فاصله
|
۱- برای جدا کردن جملهی معترضه:
حافظ شیرازی - که
او را لسانالغیب نامیدهاند - قرآن را با چهارده روایت در حفظ داشت.
۲- هنگامی که دو واژه بر روی هم دو جنبهی مختلف از یک منظور را
نشان دهند:
مباحث هنری-ادبی،
نزدیکی و قرابت خاصّی دارند.
۳- به معنی «تا» و «به» برای بیان فاصلههای زمانی و مکانی:
قطار تهران-مشهد،
وارد ایستگاه شد.
حتی گروههای سنی ۱۳-۷ سال هم میتوانند
از گلستان به خوبی استفاده کنند.
۴- در مکالمه بین اشخاص داستانها یا نمایشنامهها یا ذکر
مکالمات تلفنی، در ابتدای جمله و از سر سطر به جای نام گوینده:
- در قبال امیر تعظیم
کن.
- ساکت شو!
|
|
۹
|
...
|
سه نقطه
|
۱- برای نشان دادن واژههای محذوف یا ادامهدار:
گزارش انواعی دارد:
ورزشی، سیاسی، خبری، هنری، فرهنگی، ...
۲- سخن ناتمام:
شما... شما...
زبانم لال...
۳- برای نشان دادن کشش در گفتار:
سقف هر...ی ریخت.
آها...ی حسین کجایی؟
۴- افتادگی واژه یا واژهها از یک نسخهی خطی یا کتیبه.
|
|
۱۰
|
[ ]
|
قلّاب
|
۱- مطالبی که جزو اصل کلام نباشند:
معلّم به کلاس وارد
شد [ابراز احساسات دانشآموزان] و بر جایش نشست.
۲- در تصحیح متون قدیمی واژههای الحاقی با توضیحات احتمالی در
قلاب گذاشته میشوند:
گفت: من مردی
طرّارم، [تو] این زر به من امانت دادی.
۳- دستورهای اجرایی در نمایشنامهها:
- حسین [با قیافهی
جدی]: آیا اکنون حاضری به این سفر بیایی؟
|
|
۱۱
|
( )
|
کمانک
|
۱- معنی و معادل یک واژه:
زبان معیار
(استاندارد) زبان ملّی ما است.
۲- توضیح بیشتر:
آثار سعید نفیسی سه
گروه است: یکی تصحیح (قابوسنامه، غزلیّات عطّار، سیرالعباد...) دوّم تحقیقات
ادبی (شرح آثار رودکی، نظامی، خواجو...) سوّم ترجمهها (نمونه آثار پوشکین،
ایلیاد و...)
۳- ذکر تاریخ، شهرت، تخلص، نام سابق و ...
شهر همدان
(هگمتانه) در طول تاریخ بارها پایتخت بودهاست.
|
|
۱۲
|
/
|
ممیّز
|
۱- برای جدا کردن مصراعهای یک شعر:
خانهی دوست کجاست/
در فلق بود که پرسید سوار/ آسمان مکثی کرد/
·
نکته:
برای نوشتن تاریخ در ویکیپدیا به صورت ۱۲ تیر ۱۳۷۶ عمل کنید و نه به
صورت ۷۶/۴/۱۲.
|
|
۱۳
|
=
|
تساوی
|
برای نشان دادن
تساوی میان دو مطلب:
توانا بود هر که
دانا بود = هر که داناست، تواناست.
|
·
ذوالفقاری، حسن، و دیگران. زبان و ادبیّات فارسی عمومی، چاپ پانزدهم. تهران: نشر چشمه، ۱۳۸۱ ISBN 964-6194-14-1.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر