۱۳۹۷ شهریور ۷, چهارشنبه

نشانه‌های نگارشی

 نشانه‌های نگارشی
به منظور رساندن منظور و انتقال معنی از زبان گفتار به نوشتار از نشانه‌های نگارشی استفاده می‌کنیم. این نشانه‌ها عبارتند از:
1.                  نقطه: .
2.                  ویرگول: ،
3.                  دو نقطه: :
4.                  سؤال: ؟
5.                  علامت تعجب: !
6.                  گیومه: « »
7.                  نقطه ویرگول: ؛
8.                  خطّ فاصله: -
9.                  سه نقطه: ...
10.             قلاب: [ ]
11.             کمانک: ( )
12.             ممیّز: /
13.             تساوی: =
برای آسانی یادگیری این نشانه‌ها و دانستن کاربرد هر یک، آنها را در جدولی می‌آوریم:
·        نکته مهم: بیشتر نشانه‌ها با با واژه‌ی پیشین خود هیچ فاصله‌ای ندارند و با واژه‌ی بعدی تنها باید دارای یک فاصله باشند. این مورد در مثال‌ها نمایش داده شده است.
جدول نشانه‌های نگارشی
ردیف
نشانه
نام
موارد کاربرد
۱
.
نقطه
۱- در پایان همه‌ی جمله‌ها به جز جمله‌های پرسشی و تعجّبی: هوا ابری است.
شاید درک این مسئله دشوار باشد. او هیچ گاه به آن شهر باز نگشت.
۲- پس از حرف یا حروفی که به صورت نشانه‌ی اختصار به کار رفته باشد:
شیخ ما (قه) به نیشابور مجلس می‌گفت.
۲
،
ویرگول
۱- میان جمله‌های مستقل که در مجموع جمله‌ی کامل می‌سازند:
او با تلاش زیادی که کرد، به مقصود رسید.
۲- پس از منادا: خدایا، مرا عفو کن.
۳- هر جا واژه یا عبارتی به عنوان بدل در ضمن جمله یا عبارتی دیگر آورده شود:
اخوان ثالث، شاعر معاصر، سراینده‌ی شعر معروف «خوان هشتم» است.
۴- بین واژه‌های همپایه به جای «و» می‌آید:
فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ از بزرگان شعر فارسی هستند.
۵- بین دو واژه که ممکن است خواننده آنها را با کسره‌ی اضافه بخواند:
مادر، حسن را به سوی خود خواند.
۶- به جای مکث کوتاه در جمله:
اگر شب‌ها همه قدر بودی، شب قدر بی‌قدر بودی.
۳
:
دو نقطه
۱- قبل از نقل قول:
صاحب‌نظران آموزشی می‌گویند: «شرط درست نوشتن، درست فهمیدن است
۲- هنگام برشمردن اجزای یک چیز:
اساس نگارش خوب، دانستن و رعایت چند نکته است: چشم باز، گوش شنوا، دقت و ...
۳- مقابل واژه‌هایی که می‌خواهیم آنها را معنی کنیم:
حلیت: پیرایه
۴
؟
علامت سؤال
۱- در پایان جمله‌های پرسشی:
آیا تاکنون فکر کرده‌اید که هزاران مادّه‌ی نگارشی پیش روی شماست؟
۲- برای نشان دادن مفهوم تردید:
وفات حافظ در سال ۷۲۱ (؟) اتَفاق افتاد.
۳- برای نشان دادن مفهوم استهزا:
او نابغه (؟) است.
۵
!
علامت تعجب
۱- در پایان جمله‌های تعجّبی، تأکیدی، عاطفی:
عجب روزگاری است!
۲. پس از اصوات:
هان! ای دل عبرت بین.
۶
« »
گیومه
۱- سخنی که به طور مستقیم از جایی یا کسی نقل می‌شود:
پیامبر فرمودند: «طلب دانش بر هر مسلمانی واجب است.» به قول سعدی: «بنیاد ظلم در جهان اندک بود، هر کس چیزی بدان مزید کرد، تا بدین غایت رسید
۲. اسامی و عناوین و اصطلاحات علمی یا فنّی (فقط بار اوّل):
«فضاسازی» در آغاز، میانه یا پایان نوشته نقش مهمّی ایفا می‌کند.
۷
؛
نقطه ویرگول
۱- برای جدا کردن جمله‌هایی که از جهت ساختمان و مفهوم مستقل به نظر می‌رسند ولی در یک عبارت طولانی، با یکدیگر بستگی معنایی دارند:
برای نگارش گزارش خوب باید فکر کرد؛ منابع را جمع‌آوری کرد؛ فهرست‌ها را تنظیم کرد و ...
۲- در بیان توضیح و مثال پیش از واژه‌های مثلاً، فرضاً؛ یعنی و ...
صور خیال؛ یعنی کاربرد عناصر و آرایه‌های خیال‌انگیزمثل استعاره، تشبیه و ...
۸
-
خطّ فاصله
۱- برای جدا کردن جمله‌ی معترضه:
حافظ شیرازی - که او را لسان‌الغیب نامیده‌اند - قرآن را با چهارده روایت در حفظ داشت.
۲- هنگامی که دو واژه بر روی هم دو جنبه‌ی مختلف از یک منظور را نشان دهند:
مباحث هنری-ادبی، نزدیکی و قرابت خاصّی دارند.
۳- به معنی «تا» و «به» برای بیان فاصله‌های زمانی و مکانی:
قطار تهران-مشهد، وارد ایستگاه شد.
حتی گروه‌های سنی ۱۳-۷ سال هم می‌توانند از گلستان به خوبی استفاده کنند.
۴- در مکالمه بین اشخاص داستان‌ها یا نمایشنامه‌ها یا ذکر مکالمات تلفنی، در ابتدای جمله و از سر سطر به جای نام گوینده:
- در قبال امیر تعظیم کن.
- ساکت شو!
۹
...
سه نقطه
۱- برای نشان دادن واژه‌های محذوف یا ادامه‌دار:
گزارش انواعی دارد: ورزشی، سیاسی، خبری، هنری، فرهنگی، ...
۲- سخن ناتمام:
شما... شما... زبانم لال...
۳- برای نشان دادن کشش در گفتار:
سقف هر...ی ریخت. آها...ی حسین کجایی؟
۴- افتادگی واژه یا واژه‌ها از یک نسخه‌ی خطی یا کتیبه.
۱۰
[ ]
قلّاب
۱- مطالبی که جزو اصل کلام نباشند:
معلّم به کلاس وارد شد [ابراز احساسات دانش‌آموزان] و بر جایش نشست.
۲- در تصحیح متون قدیمی واژه‌های الحاقی با توضیحات احتمالی در قلاب گذاشته می‌شوند:
گفت: من مردی طرّارم، [تو] این زر به من امانت دادی.
۳- دستورهای اجرایی در نمایش‌نامه‌ها:
- حسین [با قیافه‌ی جدی]: آیا اکنون حاضری به این سفر بیایی؟
۱۱
( )
کمانک
۱- معنی و معادل یک واژه:
زبان معیار (استاندارد) زبان ملّی ما است.
۲- توضیح بیشتر:
آثار سعید نفیسی سه گروه است: یکی تصحیح (قابوسنامه، غزلیّات عطّار، سیرالعباد...) دوّم تحقیقات ادبی (شرح آثار رودکی، نظامی، خواجو...) سوّم ترجمه‌ها (نمونه آثار پوشکین، ایلیاد و...)
۳- ذکر تاریخ، شهرت، تخلص، نام سابق و ...
شهر همدان (هگمتانه) در طول تاریخ بارها پایتخت بوده‌است.
۱۲
/
ممیّز
۱- برای جدا کردن مصراع‌های یک شعر:
خانه‌ی دوست کجاست/ در فلق بود که پرسید سوار/ آسمان مکثی کرد/
·        نکته: برای نوشتن تاریخ در ویکی‌پدیا به صورت ۱۲ تیر ۱۳۷۶ عمل کنید و نه به صورت ۷۶/۴/۱۲.
۱۳
=
تساوی
برای نشان دادن تساوی میان دو مطلب:
توانا بود هر که دانا بود = هر که داناست، تواناست.
منبع[ویرایش]
·        ذوالفقاری، حسن، و دیگران. زبان و ادبیّات فارسی عمومی، چاپ پانزدهم. تهران: نشر چشمه، ۱۳۸۱ ISBN 964-6194-14-1.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر